تبليغاتX
انجمن جوانان زنده رود
Search

سفری با یک جادوگر 

موضوع: روانشناسی شنبه سی ام دی 1385 6:8

 

آیا میدانی ؟

همين كه ماهيت نمادين واقعيت فيزيكي را درك كني ديگر خود را در دام آن اسير و گرفتار احساس نميكني تو خود نماد ها را به وجود آورده ايي بنابر اين ميتواني آنها را تغيير دهي.

اجازه دهيد دو نفر را با نامهاي شادي و غم كه در يك تعطيلي آخر هفته از اصفهان بازديد ميكنند در ذهن مجسم كنيد شادي در اين سفر از بازديد خود از بناهاي تاريخي - موزه ها - پارك ها - تئاتر ها - مغازه ها و وسايل سرگرم كننده احساس خوشايندي دارد . او شهري پر از چهره هاي خندان گرم و رنگارنگ ميبيند ولي از طرف ديگر غم شهري را ميبيند كثيف پر از سر و صدا با با خيابان هاي شلوغ هتل هاي گران قيمت بيگانه هايي در حال رفت و آمد و چهره هاي غمزده . آنان هر دو از يك شهر بازديد كرده اند و شايد به يك مكان سر زده اند و به يك اندازه پول خرج كرده اند ولي شادي اوقات بسيار خوبي را گذرانده در حالي كه غم از ابتدا تا انتها احساس ناراحتي و عذاب ميكرد. چرا؟ راز اين كار در باور آنان نهفته است شادي معتقد است كه شهر ها مكان هايي هيجان انگيز است - مردم اغلب مهربان و صميمي اند - از زندگي بايد حداكثر استفاده را كرد . اما غم بر عكس معتقدات كه: شهر ها جاي وحشتناكي است - مردم اغلب نامانوس هستند - زندگي تحميل و بار سنگيني است ولي ما بايد مبارزه كنيم.

باور ها- نگرش ها- افكار- احساسات -انتخاب ها و تصميمات ما چاشنيهاي خام سوپي هستند كه ما آن را زندگي ميناميم. بعضي از اين چاشنيها سوپ را خوشمزه و اشتها آور ميكند و حاصل برخي ديگر سوپي است بدمزه و بدطعم كه مزه ي آب ميدهد . اگر سوپ ما بدطعم و بدمزه و يا بي طعم و كسالت آور است نبايد سر آشپز را مقصر بدانيم چون ما نه تنها نوع غذا را انتخاب كرديم بلكه با دست خود چاشنيهايي به آن افزوديم.

 

ادامه ی دومین درس یک جادوگر را در ادامه ی مطلب دنبال کنید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط | لينک ثابت |

سفری با یک جادوگر 

موضوع: روانشناسی دوشنبه هجدهم دی 1385 4:41

 

به نام هستي بخش جهان

اين جنبه ي ناچيز و محصور از وجود خويش را پذيرا نباشيد

خورشيد و اقيانوس در برار آنچه شما هستيد بهايي ندارند

پرتو آفتاب تنها در روشنايي روز مي درخشد

و خيزاب هنگامي به رقص در مي آيد كه بر سطح اقيانوس قرار گيرد

اما‍ نه در خورشيد و نه در اقيانوس نميتوان قدرتي را يافت كه در درون شما نهفته است

ما ديوار هاي سخت

اشياي سخت

مرزهاي سخت زندگي هاي سختي به وجود آورده ايم .چيزهايي براي ما ارزش دارند كه

براي ما مهم باشند.مهم چيزي است كه ما آن را باور كرده ايم. نه حركت . يا روح زندگي

دنيا را در دانه ي شن بنگريد

و بهشت را در گلي خودرو

بينهايت را كف دست خود بگيريد

و در فاصله ي زماني يك ساعت به ابديت برسيد

(کیوان حریری)

ادامه ی صحبت هایم در ادامه ی مطلب قرار دارد این بحث را حتما" بخوانید امروز در اولین قدم از جادوگری قرار داریم پس اولین گام را محکم بردارید.....


ادامه مطلب
نوشته شده توسط | لينک ثابت |

روانشناسی - طرحی نو 

موضوع: روانشناسی دوشنبه بیستم آذر 1385 14:45

            طرحی نو  !

    

   پشت سرت را نگاه نکن! با توام. با تو .خودشه .این لحظه , همون لحظه جادوییه .همین دمی که می تونه تو را به اعماق ببره .این صخره بزرگ تردید را بلند کن .یه رمزی تو این حرکته. برای درک اون رمز فقط تردید نکن .حرکت کن . تو همونی که میتونه دنیا را تکون بده .به همه رویاهاش جون بده . تو همونی که میتونه با یک انتخاب درست از یک قدم تا بی نهایت پیش بره .تو همونی که میتونه با یک کلمه که به وقتش ابراز بشه حلقه های گسسته ی یک زنجیر  را به هم وصل کنه .تو همونی که میتونه با یک لبخند گره اخم کسی را باز کنه .تو همونی که با یک هدیه می تونه زخم کهنه ای را مداوا کنه .با توجه به موجودات و آدمهای اطرافش به اونها معنی بده .تو همونی که میتونه با نگاه کردن به سمتی که به نظر دیگران رسیدن به اون نقطه غیر ممکن ,نکته ای را که دیگران از یاد بردند یا از وجودش بی خبرند کشف کنه ! تو همونی که با گفتن حقیقتی که به نظر دیگران ترسناک میاد میتونه خودش یا سر زمینی یا انسانی را نجات بده . تو موجود یکتا و بی نظیری هستی که میتونه با یک قصد و تصمیم روشن ,هر بي نظمی و بهم ریختگی را مرتب کنه .

  


ادامه مطلب
نوشته شده توسط | لينک ثابت |

فلسفه شکل گيری انجمن
روزی روزگاری چندتا جوون تصميم می گيرن انجمنی درست كنن كه هميشه از حال هم خبر داشته باشن و به درد هم بخورن حالا هم دنبال آدمای با حال و با مرام می گردن كه تعداد اين جمع رو به ميليون برسونن.
كمكمون می كنيد؟
Powered by MyPagerank.Net